پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - انتخابات مجلس هفتم رفتار گروهها و جناحها و مشاركتحداكثرى مردم

انتخابات مجلس هفتم رفتار گروه‌ها و جناح‌ها و مشاركت‌حداكثرى مردم


اميد حاتمى

تنور انتخابات مجلس هفتم، با سپرى شدن مراحل اوليه، همچون ثبت نام و بررسى صلاحيت‌ها، روز به روز داغ‌تر مى‌شود. گر چه در روزهاى گذشته، همه اخبار و وقايع، تحت تاثير زلزله دهشتناك و غمبار بم، از روند معمول خود خارج شده بود، ولى به مرور، صحنه سياسى اجتماعى جامعه به سوى توجه به ساير مسائل مهم و جارى كشور از جمله انتخابات سوق مى‌يابد.
انتخابات مجلس هفتم، از مناظر و ابعاد مختلف قابل بحث و بررسى است، ولى در اين مجال، چند نكته مهم و كلى قابل تامل است.
١. اهميت مجلس هفتم; گر چه در آستانه انتخابات با سخنان و نظراتى رو برو هستيم كه از اهميت‌بسيار هر يك از انتخابات برگزار شده حكايت دارد، ولى به واقع مجلس هفتم و انتخابات پيش رو، از جهات مختلف، از سرنوشت‌سازترين انتخابات در طول حيات جمهورى اسلامى ايران است و عناصر مهم و قابل اعتنايى فضاى انتخابات آتى را متاثر مى‌سازند كه از جمله عوامل آن مى‌توان، به آزموده شدن جناح‌هاى اصلى كشور در عرصه قدرت و حكومت و توفيق‌ها و شكست‌هاى آنان، تنگناهاى مختلف نهضت اقتصادى، گشوده شدن فضاهاى جديد سياسى - اجتماعى، روند رو به توسعه كشور و الزامات جدى آن، و تعارض‌ها و چالش‌هاى موجود و پيش‌روى ناشى از ابعاد مختلف توسعه كشور و نهادينگى حكومت، ضرورت‌هاى حفظ مردم سالارى دينى، اقتضائات حكومتى و تامين منافع ملى و... اشاره كرد.
به طور كلى، علاوه بر مؤلفه‌هاى يادشده، شرايط خاص بين‌المللى و فرصت‌ها و مخاطرات ناشى از كنش‌هاى فراملى (منطقه‌اى و بين‌المللى) و تاثير مشاركت مردم و انتخابات پرشور بر گسترش يا كاهش تهديدات و آسيب‌هاى ناشى از اين شرايط، امرى غير قابل انكار است. در اين فضا، با توجه به اهميت همبستگى مردم و اقشار مختلف هموطنان، وظيفه توجه به شرايط موجود و حساسيت انتخابات مجلس هفتم، بيش از پيش به عهده مسئولين دست‌اندركار انتخابات، سران جناح‌ها و گروه‌هاى سياسى، و مطبوعات و رسانه‌هاى عمومى است.
٢. مشاركت‌حداكثرى; اقتضاى شرايط خاص و حساس كشور در عرصه داخلى و جهانى، همانگونه كه به نمايى از آن اشاره شد، مستلزم برگزارى انتخاباتى پر شور است كه به نظر مى‌رسد، طليعه‌هاى آن مثبت و موجب اميدوارى بسيار است; در اين بعد، چند نكته مى‌تواند مورد توجه قرار بگيرد.
يكم. سخنان تعيين كننده مقام معظم رهبرى در خصوص رجحان حضور و بروز مشاركت‌حداكثرى، در كنار اهميت احراز صلاحيت نمايندگان و داشتن مجلسى سالم مومن و معتقد به نظام و در عين حال كارا، بايد ملاك اصلى دست‌اندركاران انتخابات و عوامل مؤثر بر اين مشاركت قرار بگيرد. در اينكه بايد بر اساس قانون فعلى انتخابات «شرايط قانونى‌» احراز شود، ترديدى نيست، ولى بى‌شك وضعيت‌حال كانديداها و عدم كنكاش مقتدرانه در عقايد و اقوال و افعال، تاثير قابل توجهى در حضور اقشار مختلف مردم ما در انتخابات دارد.
دوم. تمكين به قانون و حركت ناظر، مجرى و كانديدا، بر اساس مدار قانون انتخابات، اظهارنظرهاى مستند و مستقل در تعيين صلاحيت‌ها و اعلام عوامل رد صلاحيت‌به كانديداها كه زيرنظر مراجع چهارگانه ذيصلاح، برخورد با تخلفات احتمالى افراد ذيدخل در انتخابات و توجه كانديداها به وضعيت عمومى جامعه و حركت‌براساس ايجاد اميد، تزريق روحيه و (نه تخريب) تاييد بر هويت ملى و استقلال كشور، هويت‌منشى و حفظ حرمت مردم و خوددارى از به كارگيرى هزينه‌ها و روش‌هاى نامتناسب با شرايط اقتصادى جامعه، از عوامل مؤثر بر مشاركت‌حداكثرى مردم خواهند بود.
سوم. تفاوت انتخابات مجلس و شوراهاى اسلامى، جايگاه، نقش و تاثيرگذارى مجلس به عنوان يك قوه از قواى كشور و مؤثر بر تصميم‌گيرى و تصميم‌سازى صحيح و پيشروانه، نكته‌اى است كه مردم ما بر آن آگاهى دارند، لذا تحليل‌هايى كه بر اساس ميزان مشاركت در انتخابات شوراها، بعضا مبتنى بر مولفه‌هاى منفى، مشاركت در انتخابات را تقليل مى‌دهند، ره به بى‌راه مى‌برند.
٣. رفتار جناح‌هاى سياسى و احزاب و گروه‌ها; از ماه‌ها قبل كه فضاى انتخابات مجلس هفتم در كشور، ترويج و تكوين يافت، تناوب زيادى را در عقايد و رفتارهاى گروه‌هاى سياسى شاهد هستيم، جناح اصلاحات (جبهه دوم خرداد) با تكثر ديدگاه‌ها، در اين جناح، بر اساس مؤلفه‌هايى از برخورد مسئولين قضايى با عناصر و مطبوعات اين جناح، تاثيرات ناشى از انتخابات شوراها و عوامل مختلف ديگر از افت و خيز بسيارى برخوردار بوده و حتى برخى تاكتيك‌ها و استراتژى زودگذر مطروحه در اين جناح، فضا را براى جناح مقابل مثبت‌تر كرده است.
از سوى ديگر جناح منتقد، با تاكيد بر ناكارآمدى‌ها و نارسايى‌هاى موجود و تكيه بر نظر تامين خواسته و نيازمندى‌هاى روزمره مردم، همچون معاش مناسب، كاهش تورم، رفع فساد و تبعيض و همچنين تاكيد بر عدم پايبندى بخشى از جناح اصلاحات به ارزش‌ها، سعى در احياى جايگاه خود داشته است. در اين مجال، قصد پردازش صحت و سقم اين رفتارها را نداريم، آنچه مى‌توان توصيه كرد دورى از روند تخريب يكديگر، تخطئه دستاوردهاى قابل اعتناى دولت در چند ساله اخير و ضرورت توجه به رحجان حفظ نظام و الگوى مردم‌سالارى دينى جمهورى اسلامى ايران بر دنياى پرآشوب فعلى است.
اعلام شرط و سقوط سياسى و افراطى از سوى جناح اصلاحات، همانقدر تاثير منفى در سرنوشت‌خود آنها و مشاركت در انتخابات و حفظ كيان نظام دارد كه حركت‌هاى تخريبى و تفريطى جناح منتقد اصلاحات دولت، در ناموفق نماياندن دولت و منفور بودن اصلاحات و توسعه سياسى، و تنزل خواست‌ها و مطالبات مردم رشيد و فهيم، در حد نيازهاى مادى روزمره و شعارهاى بلند خالى از «برنامه‌» كه بعضى از آنها تداعى‌گر شعار ماديگرايان «نان، مسكن و...» كه عدالت جايگزين آزادى آن شده است.
از سوى ديگر ساختار حاكم بر برخى گروه‌ها نشان دهنده سياست‌هاى سست، زودگذر ابر مانند و بن‌بست‌هايى است كه در فرافكنى بسيار منفى به جامعه منتسب مى‌گردد، در حالى كه مردم ما هميشه در مقايسه با گروه‌ها و جناح‌ها رفتارى، به غايت انديشمندانه و پيشروتر را پيشه خود ساخته‌اند و در اين عرصه عدم حضور افراد و گروه‌ها در صف انتخابات، انزوا و انصفال اين گروه‌ها را به دنبال دارد و ثانيا لطمه‌زدن به اميدهاى مردم صبور و فهيمى است كه بر مبناى حفظ هويت ملى و كيان كشور، نظام اعتقادى خود و پيشرفت و توسعه ميهن به شعارها و برنامه‌ها و تفكرات گروه‌هاى فعال در اجتماع دل بسته‌اند.
به هر حال، كسانى كه شناخت صحيحى از مردم ايران دارند، مطمئن هستند كه هر گروهى و هر مدير و مسئولى كه بر كرامت، حرمت و حقوق انسانى آحاد مردم پافشارى نمايد و اين احساس را در مردم برانگيزد كه پيش از هر چيز، «اصالت مردم و نظرات و خواسته‌هاى مشروع آنها» مبناى اعتقادات و برنامه‌هاى او است، در مسير موفقيت قرار دارد و اين نكته كليدى بر تمام مشكلات، تنگناها و كمبودهاى اقتصادى و معيشتى فائق است.